على محمدى خراسانى
273
شرح منطق مظفر (فارسى)
8 . مخيّلات قسم هشتم و آخرين قسم از اصناف هشتگانهء مبادى تصديقى بديهى عبارتند از قضاياى مخيلّه يا مخيلّات ، و آنها قضايايى هستند كه از شأن آنها اين نيست كه براى نفس تصديقآور باشند و شنونده بدانها اذعان و اعتراف نمايد منتها اين نقش را دارند كه در نفس و جان آدمى تخييلات و صور خياليّهاى بوجود مىآورند كه منجر به يك سلسله انفعالات و تأثرات نفسانى مىشوند . از قبيل : الف . انبساط در نفس ، يعنى با بهكارگيرى تعبيرات زيبا موجب انبساط روح شده و در نتيجه آثار آن در چهرهنمايان مىشود و چهره را باز و شكفته مىبينيم . مثلا زشتترين قيافهها را با زيباترين تعابير و الفاظ وصف مىكنند ، درحالىكه مخاطب يقين به زشتى چهرهء شخص موصوف دارد ، ولى تعابير زيبا كار خود را كرده و نقش خويش را بازى مىكنند و طرف را منبسط مىنمايند . يا تعريف تلخترين موّاد خوراكى با شيرينترين الفاظ كه موجب انبساط نفس شده و شنونده هوس خوردن آن غذا را مىكند . مثال معروف منطقى اين امر اينست كه : الخمر يا قوتية سيالة . . . ب . انقباض در نفس ، يعنى انسان با استفاده از الفاظ ناهنجار سبب انقباض و گرفتگى نفس شده ، اثر آن در چهرهء مخاطب نمايان مىشود ، ابرو درهم مىكشد و چهره ناراحت و گرفته به نظر مىرسد . انسان قدرت دارد در سايهء تيغ بيان و تعابير ، زيباترين را زشتترين و زشتترين را زيباترين تصوير كند . مثال معروف اين است كه : العسل مرة مهّوعة . ج . كوچك شمردن يك امر خطير و مهمّ : در سايه تعابير و قضاياى خيالى انسان مىتواند يك امر مهمّ و سرنوشتساز را بسيار كوچك و كماهمّيّت و بىارزش جلوه دهد ، و از شيرى روباهى بسازد . د . در سايه تعابير مىتوان يك شئ بسيار ناچيز و بىاهمّيّت را عظيم و مهّم جلوه داد و خلاصه اينكه از كاهى كوهى بسازد . ه . در سايه تعابير فريبا مىتوان در مخاطبين سرور و شادمانى ايجاد كرده و آنها را خنداند ، و يا حزن و دردورنج ايجاد كرده و آنها را گرياند . و . شجاعت و جسارت در انجام كار يا ترس و كناره گرفتن از اقدام به كارى را مىتوان در سايه تعابير عملى ساخت .